خدایا خودت محافظ همه ی بچه های روی زمین باش
سلام به همه ی دوستان گل و مهربونم امروز با یه عالمه دلواپسی اومدم از اونجایی که مامان اینا سفری به شمال داشتن، آرادی رو گذاشتم خونه ی عمه ی مهربون و قرار هست که امروز رو در کنار خواهر همسر گرامی(عمه اراد خان) سپری کنه. هرچند همسر جان تا ساعت 8 آراد رو برده بود خونه ی عمه و الان تقریبا دو ساعتی هست که در اونجا مستقره. البته مطمئنم که اونجا جاش خوبه و عمه هم حسابی مواظبش هست ولی چه کنم که نگرانی های یک مادر هیچ وقت تمومی نداره و وقتی مادر میشی...








